تبليغاتX
فرياد بي صدا - 33.حسین

ღ*ღ زخمی تر از همیشه از دست دل سپردن ღ*ღ

آمد و آتش به جانم کرد و رفت

با محبت امتحانم کرد و رفت

آمد و بنشست و آشوبی به پا

در میان دودمانم کرد و رفت

آمد و رویی گشود و شد نهان

نام خود ورد زبانم کرد و رفت

آمد و او دود شد ، من شعله ای

در وجود خود نهانم کرد و رفت

آمد و آیینه گردانم بشد

طوطی بی هم زبانم کرد و رفت

آمد و قفل از دهانم برگشود

چشمه آب روانم کرد و رفت

آمد و تیری زد و شد ناپدید

همچنان صیدی نشانم کرد و رفت

آمد و چون آفتی در من فتاد

سر به سوی آسمانم کرد و رفت

001

+ تاريخ سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 11:4 نويسنده حسين و گلي |