|
ღ*ღ زخمی تر از همیشه از دست دل سپردن ღ*ღ آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت آمد و بنشست و آشوبی به پا در میان دودمانم کرد و رفت آمد و رویی گشود و شد نهان نام خود ورد زبانم کرد و رفت آمد و او دود شد ، من شعله ای در وجود خود نهانم کرد و رفت آمد و آیینه گردانم بشد طوطی بی هم زبانم کرد و رفت آمد و قفل از دهانم برگشود چشمه آب روانم کرد و رفت آمد و تیری زد و شد ناپدید همچنان صیدی نشانم کرد و رفت آمد و چون آفتی در من فتاد سر به سوی آسمانم کرد و رفت
+
تاريخ سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 11:4 نويسنده حسين و گلي
|
|
|